دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی monetize به فارسی
تبدیل کردن (به ویژه اوراق بهادار) به پول نقد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: monetise non-Oxford British English
ریشهشناسی
From Latin monēta, meaning money or mint.
فعل
- سومشخص مفرد
- monetizes
- وجه وصفی حال
- monetizing
- گذشته ساده
- monetized
- اسم مفعول
- monetized
تبدیل کردن (به ویژه اوراق بهادار) به پول نقد
To convert something (especially a security) into currency.
The investor decided to monetize his bonds by selling them on the secondary market.
سرمایهگذار تصمیم گرفت اوراق قرضه خود را با فروش در بازار ثانویه به پول نقد تبدیل کند.
متضادها: demonetize
سکه ضرب کردن
To mint money.
The kingdom began to monetize silver from its mines.
پادشاهی شروع به ضرب سکه از نقره معادن خود کرد.
رسمیت پولی دادن، به عنوان پول پذیرفتن
To establish a currency as legal tender.
Gradually the barter system gave way to a monetized economy.
بتدریج نظام تهاتری به یک اقتصاد مبتنی بر پول تبدیل شد.
درآمدزا کردن، تجاری کردن
To make an activity profit-generating, particularly in computer and Internet-related activities.
We considered monetizing our computer help forums by inserting ad banners.
ما به فکر درآمدزا کردن انجمنهای کمک رایانهای خود با قرار دادن بنرهای تبلیغاتی افتادیم.
واژههای همرده: commercialize
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه monetize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.