دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی minister به فارسی

کشیش (در کلیسای پروتستان)

بریتانیایی: /ˈmɪn.ɪ.stər/ آمریکایی: /ˈmɪn.ə.stɚ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

Not to be confused with minster.

ریشه‌شناسی

From Latin minister, meaning an attendant or servant.

اسم

جمع
ministers
۱.

کشیش (در کلیسای پروتستان)

پروتستانتیسم

A person trained to preach and perform religious ceremonies in a Protestant church.

The minister said a prayer on behalf of the entire congregation.

کشیش به نمایندگی از کل جماعت دعایی خواند.

واژه‌های عام‌تر: cleric

۲.

نماینده (در کلیسای کاتولیک)

کاتولیک رومی

A person commissioned to perform an act on behalf of the Catholic Church.

The minister led the congregation in prayer at the Catholic church.

سرپرست در کلیسای کاتولیک جمعیت را در دعا هدایت کرد.

۳.

وزیر

دولت

A politician who heads a ministry.

He was newly appointed to be Minister of the Interior.

او به تازگی به عنوان وزیر کشور منصوب شد.

واژه‌های عام‌تر: provost

۴.

کاردار (در سفارتخانه)

دیپلماسی

A diplomat ranking directly below ambassador.

The minister of the embassy organized a meeting with local officials.

کاردار سفارتخانه جلسه‌ای با مقامات محلی ترتیب داد.

۵.

عامل، ابزار

A servant, subordinate, or agent; an instrument.

a minister of evil

عامل شر و بدی

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Latin ministrare, meaning to serve.

فعل

سوم‌شخص مفرد
ministers
وجه وصفی حال
ministering
گذشته ساده
ministered
اسم مفعول
ministered
۶.

کمک کردن، رسیدگی کردن، تیمار کردن

گذرا

To attend to the needs of; to tend; to give aid or service.

The kind man would often minister to the needs of the poor in his village.

مرد مهربان اغلب به نیازهای فقیران در روستای خود رسیدگی می‌کرد.

۷.

خدمت کردن (در کلیسا)، سرپرستی مراسم کلیسایی

ناگذرا

To function as a clergyman or officiant in church worship.

the church where he ministered for several years

کلیسایی که در آن سال‌ها خدمت می‌کرد.

۸.

تهیه کردن، تدارک کردن

گذراقدیمی

To afford, give, or supply.

The magistrate ministered relief to the famine-stricken towns.

قاضی به روستاهای گرفتار قحطی امداد رساند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه minister را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.