دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی minefield به فارسی
میدان مین، زمین مینگذاریشده
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: mine field alternative form
ریشهشناسی
From mine + field.
اسم
- جمع
- minefields
میدان مین، زمین مینگذاریشده
An area in which land mines or naval mines have been laid.
The soldiers carefully navigated through the minefield to avoid triggering any explosives.
سربازان با دقت از میان میدان مین عبور کردند تا از انفجار مینها جلوگیری کنند.
موقعیت یا موضوعی سرشار از خطر و دشواری
A matter or situation presenting multiple risks, dangers, complications or difficulties.
Foreign property investments are a minefield.
سرمایهگذاری در املاک خارجی یک میدان مین است.
زمین خشک و خردشدهای که توپ در آن غیرقابلپیشبینی میپرد و میچرخد
A pitch that has dried out and crumbled and on which the ball is bouncing and spinning unpredictably.
The pitch became a minefield in the final session.
زمین در جلسه پایانی به یک میدان مین تبدیل شد.
آزمونی که با اولین پاسخ نادرست پایان مییابد
A quiz that terminates when the test-taker answers a question incorrectly.
The online minefield quiz ended after my first mistake.
آزمون میدان مین آنلاین بعد از اولین اشتباه من تمام شد.
مترادفها: minefield quiz
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه minefield را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.