دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی metaphor به فارسی
استعاره، بهکارگیری واژه یا عبارتی برای اشاره به چیزی غیر از معنای تحتاللفظی با برانگیختن شباهت ضمنی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French métaphore, from Latin metaphora, from Greek metaphora, from metapherō 'I transfer'.
اسم
- جمع
- metaphors
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
استعاره، بهکارگیری واژه یا عبارتی برای اشاره به چیزی غیر از معنای تحتاللفظی با برانگیختن شباهت ضمنی
The use of a word or phrase to refer to something other than its literal meaning, invoking an implicit similarity.
In her speech, she used the metaphor of life being a journey.
در سخنرانیاش از استعارهی زندگی به عنوان یک سفر استفاده کرد.
واژههای عامتر: figure of speech، trope
یک واژه یا عبارت استعاری
A word or phrase used in such implied comparison.
The phrase 'a sea of troubles' is a metaphor.
عبارت «دریایی از مشکلات» یک استعاره است.
استعاره در رابط کاربری، استفاده از یک شیء یا مفهوم روزمره برای نمایش یک جنبه از رایانه
The use of an everyday object or concept to represent an underlying facet of a computer.
The desktop metaphor helps users understand file organization.
استعارهی میزکار به کاربران در درک سازماندهی فایلها کمک میکند.
فعل
- سومشخص مفرد
- metaphors
- وجه وصفی حال
- metaphoring
- گذشته ساده
- metaphored
- اسم مفعول
- metaphored
استعاره به کار بردن
To use a metaphor.
He tends to metaphor when describing emotions.
او هنگام توصیف احساسات تمایل به استفاده از استعاره دارد.
با استعاره توصیف کردن
To describe by means of a metaphor.
The poet metaphored love as a rose.
شاعر عشق را به صورت گل رز توصیف کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه metaphor را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.