دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی maximize به فارسی

به حداکثر رساندن، بیشین کردن، به بالاترین سطح رساندن

بریتانیایی: /ˈmæk.sɪ.maɪz/ آمریکایی: /ˈmæk.sə.maɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: maximise

ریشه‌شناسی

From Latin maximus + -ize.

فعل

سوم‌شخص مفرد
maximizes
وجه وصفی حال
maximizing
گذشته ساده
maximized
اسم مفعول
maximized
۱.

به حداکثر رساندن، بیشین کردن، به بالاترین سطح رساندن

گذرا

To make as large as possible.

I need to maximize performance.

باید عملکرد را به حداکثر برسانم.

متضادها: minimize

۲.

بیشینه کردن (پنجره)، تمام‌صفحه کردن

گذرارایانهرابط کاربری گرافیکی

To expand (a window) to fill the main display area.

I maximized the window so that the desktop is not visible.

پنجره را بیشینه کردم تا دسکتاپ دیده نشود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه maximize را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.