دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی maximize به فارسی
به حداکثر رساندن، بیشین کردن، به بالاترین سطح رساندن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: maximise
ریشهشناسی
From Latin maximus + -ize.
فعل
- سومشخص مفرد
- maximizes
- وجه وصفی حال
- maximizing
- گذشته ساده
- maximized
- اسم مفعول
- maximized
به حداکثر رساندن، بیشین کردن، به بالاترین سطح رساندن
To make as large as possible.
I need to maximize performance.
باید عملکرد را به حداکثر برسانم.
متضادها: minimize
بیشینه کردن (پنجره)، تمامصفحه کردن
To expand (a window) to fill the main display area.
I maximized the window so that the desktop is not visible.
پنجره را بیشینه کردم تا دسکتاپ دیده نشود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه maximize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.