دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی marginalisation به فارسی
املای دیگر marginalization؛ به حاشیهراندگی، طرد اجتماعی
بریتانیایی: /ˌmɑː.dʒɪ.nə.laɪˈzeɪ.ʃən/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From marginalise + -ation.
اسم
- جمع
- marginalisations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
املای دیگر marginalization؛ به حاشیهراندگی، طرد اجتماعی
املای بریتانیایی
Alternative spelling of marginalization.
The report highlights the marginalisation of minority groups.
گزارش به حاشیهراندگی گروههای اقلیت را برجسته میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه marginalisation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.