دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی malignant به فارسی
بدخواه، بدجنس، بداندیش، بدسرشت، بدنهاد، بدجنسانه، شرورانه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French malignant, from Late Latin malignans.
صفت
- صفت تفضیلی
- more malignant
- صفت عالی
- most malignant
بدخواه، بدجنس، بداندیش، بدسرشت، بدنهاد، بدجنسانه، شرورانه
Harmful, malevolent, injurious.
a malignant enemy
دشمن بدخواه
her malignant thoughts
اندیشههای بدجنسانهی او
مهلک، خطرناک، بدخیم
Tending to produce death; threatening a fatal issue.
the tumor in his eye is malignant
غدهی درون چشم او بدخیم است.
متضادها: benign، non-malignant
اسم
- جمع
- malignants
آدم بدخواه، شخص شرور
A deviant; a person who is hostile or destructive to society.
The malignant was shunned by the community.
فرد بدخواه از سوی جامعه طرد شد.
طرفدار چارلز یکم در جنگ داخلی انگلیس
A person who fought for Charles I in the English Civil War.
The malignant rode with the king's troops at Naseby, urging his comrades forward with the royal standard by his side.
آن طرفدارِ تندرو پادشاه با نیروهای شاه در نَسِبی سوار شد و پرچم سلطنتی را در کنار خود داشت تا یارانش را به جلو براند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه malignant را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.