دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی magnet به فارسی
آهنربا، مغناطیس
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English magnete, via Old French, Latin, and Greek, ultimately from Magnesia.
اسم
- جمع
- magnets
آهنربا، مغناطیس
A piece of material that attracts some metals by magnetism.
The magnet attracted all the paperclips on the desk.
آهنربا تمام گیرههای کاغذ روی میز را جذب کرد.
واژههای همرده: electret
شخص یا چیز پرجاذبه، گیرا، جاذب
A person or thing that attracts what is denoted by the preceding noun.
New York became a magnet for exiled artists.
نیویورک آهنربایی برای جلب هنرمندان تبعیدی شد.
مخفف «مگنت لینک»
Short for magnet link.
Click the magnet to download the file.
برای دانلود فایل روی مگنت کلیک کنید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه magnet را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.