دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی keynote به فارسی
نطق اصلی، سخنرانی اصلی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From key + note.
اسم
- جمع
- keynotes
نطق اصلی، سخنرانی اصلی
A speech that sets the main theme of a conference or other gathering; a keynote speech or keynote address.
She was invited to deliver the keynote at the international conference.
او برای ایراد نطق اصلی در کنفرانس بینالمللی دعوت شد.
مطلب اصلی، موضوع عمده، زمینهی اصلی
The main theme of a speech, a written work, or a conference.
Sadness is the keynote of these stories.
حزن زمینهی اصلی این داستانها را تشکیل میدهد.
نت پایه، تنال
The note on which a musical key is based; the tonic.
In this piece of music, the keynote is C major.
در این قطعه موسیقی، نت پایه دو ماژور است.
فعل
- سومشخص مفرد
- keynotes
- وجه وصفی حال
- keynoting
- گذشته ساده
- keynoted
- اسم مفعول
- keynoted
نطق اصلی را ایراد کردن، سخنرانی اصلی کردن
To deliver a speech that sets the main theme of a conference or other gathering.
She keynoted the annual conference.
او سخنرانی اصلی کنفرانس سالانه را ایراد کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه keynote را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.