دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی indoctrinate به فارسی

تلقین کردن، آیین‌آموزی کردن، با تعصب آموزش دادن

بریتانیایی: /ɪnˈdɒk.trɪ.neɪt/ آمریکایی: /ɪnˈdɑːk.trə.neɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From in- + doctrine + -ate, influenced by French endoctriner.

فعل

سوم‌شخص مفرد
indoctrinates
وجه وصفی حال
indoctrinating
گذشته ساده
indoctrinated
اسم مفعول
indoctrinated
۱.

تلقین کردن، آیین‌آموزی کردن، با تعصب آموزش دادن

گذرا

To teach with a biased, one-sided or uncritical ideology; to brainwash.

they indoctrinate young people with subversive ideologies

آنان مرام‌های ویرانگر به جوانان تلقین می‌کنند.

مترادف‌ها: brainwash

۲.

آموختن، تعلیم دادن

گذرامنسوخ

To teach; to instruct.

The priest sought to indoctrinate the villagers with the catechism and the simple truths of their faith.

کاهن سعی کرد روستاییان را با تعالیم دینیِ ساده و حقایق ساده ایمانشان به ایمانشان متقاعد سازد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه indoctrinate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.