دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی frill به فارسی

حاشیه‌ی چین‌دار (جامه)، لبه‌ی خز (لباس)، چین، والان

بریتانیایی: /frɪl/ آمریکایی: /frɪl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

Of uncertain origin.

اسم

جمع
frills
شمارش‌پذیری
countable
۱.

حاشیه‌ی چین‌دار (جامه)، لبه‌ی خز (لباس)، چین، والان

A strip of pleated fabric or paper used as decoration or trim.

The dress had a beautiful frill along the hem.

لباس یک حاشیه‌ی چین‌دار زیبا در امتداد لبه داشت.

مترادف‌ها: flounce، furbelow، ruffle

۲.

تجمل، زیب بیهوده، زلم‌زیمبو، هر چیز غیرضروری و نمایشی

Something extraneous or not essential; something purely for show or effect; a luxury.

The restaurant focuses on good food without any unnecessary frills.

این رستوران بر غذای خوب بدون هیچ تجمل غیرضروری تمرکز دارد.

۳.

حاشیه‌ی پهن در پشت سر خزندگان که ممکن است استخوانی یا غضروفی باشد

جانورشناسی

The relatively extensive margin seen on the back of the heads of reptiles, with either a bony support or a cartilaginous one.

The lizard displayed a colorful frill around its neck to scare off predators.

مارمولک یک طوقی رنگارنگ دور گردنش نشان داد تا شکارچیان را بترساند.

مترادف‌ها: neck frill

۴.

چروک حاشیه‌های فیلم یا کلیشه

عکاسی

A wrinkled edge to a film.

The photographer noticed a frill on the edge of the old film.

عکاس متوجه چروک حاشیه‌های فیلم قدیمی شد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
frills
وجه وصفی حال
frilling
گذشته ساده
frilled
اسم مفعول
frilled
۵.

چین‌دار کردن، خزدار کردن، (با طوقی یا حاشیه‌ی چین‌دار یا خز) آذین کردن

گذرا

To make into a frill.

She frilled the edge of the fabric.

او لبه پارچه را چین‌دار کرد.

۶.

چروک شدن

ناگذرا

To become wrinkled.

The film frilled at the edges.

فیلم در لبه‌ها چروک شد.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Old French friller.

فعل

سوم‌شخص مفرد
frills
وجه وصفی حال
frilling
گذشته ساده
frilled
اسم مفعول
frilled
۷.

لرزیدن (در مورد شاهین)

ناگذرامنسوخبازداری

To shake or shiver as with cold (with reference to a hawk).

The hawk frills in the cold wind, shaking its feathers for warmth.

شاهین در باد سرد می‌لرزید و بال‌هایش را برای گرما تکان می‌داد.

۸.

فریاد زدن (در مورد پرنده شکاری)

ناگذرامنسوخبازداری

To cry (with reference to a bird of prey).

The falcon frills loudly from its perch.

شاهین از روی دارش با صدای بلند فریاد می‌زند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه frill را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.