دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی flashpoint به فارسی
نقطه اشتعال، نقطه بحران
بریتانیایی: /ˈflæʃ.pɔɪnt/ آمریکایی: /ˈflæʃ.pɔɪnt/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From flash + point.
اسم
- جمع
- flashpoints
- شمارشپذیری
- countable
۱.
نقطه اشتعال، نقطه بحران
Alternative form of flash point.
The flashpoint of the liquid is 30°C.
نقطه اشتعال مایع ۳۰ درجه سانتیگراد است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه flashpoint را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.