دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی ethic به فارسی
اخلاقی، مربوط به اخلاق
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Middle English etik, from Late Latin ethicus, from Ancient Greek ēthikós.
صفت
- صفت تفضیلی
- more ethic
- صفت عالی
- most ethic
اخلاقی، مربوط به اخلاق
Moral, relating to morals.
This is an ethic dilemma.
این یک معضل اخلاقی است.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From Middle English etik, ethik, from Old French ethique, from Late Latin ethica, from Ancient Greek ēthikē.
اسم
- جمع
- ethics
مجموعهای از اصول درست و نادرست که راهنمای یا نماینده یک فرهنگ، جامعه، گروه یا فرد خاص است.
A set of principles of right and wrong behaviour guiding, or representative of, a specific culture, society, group, or individual.
The Protestant work ethic.
وجدان کار پروتستانی.
I think the golden rule is a great ethic.
فکر میکنم قانون طلایی یک اصل اخلاقی عالی است.
مترادفها: morality
اخلاقی بودن یک عمل
The morality of an action.
We questioned the ethic of his decision.
ما اخلاقی بودن تصمیم او را زیر سوال بردیم.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه ethic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.