دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی engineering به فارسی
مهندسی، کار مهندس
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
اسم
- شمارشپذیری
- uncountable
مهندسی، کار مهندس
The work of an engineer, including planning, design, construction, and management.
She studied engineering at university.
او در دانشگاه مهندسی خواند.
طرحریزی و اجرا (ساختمان، راه، پل، کارخانه و غیره)
The design and construction of structures, machines, or systems.
These airplanes have better engineering.
این هواپیماها از نظر مهندسی بهتر ساخته شدهاند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه engineering را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.