دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی educational به فارسی
آموزشی، وابسته به آموزش و پرورش، تعلیمی، تحصیلی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From education + -al.
صفت
- صفت تفضیلی
- more educational
- صفت عالی
- most educational
آموزشی، وابسته به آموزش و پرورش، تعلیمی، تحصیلی
Of, or relating to education.
A school is an educational establishment.
مدرسه یک موسسه آموزشی است.
آموزنده
Instructive, or helping to educate.
They were shown an educational film about VD.
به آنها یک فیلم آموزنده درباره بیماریهای مقاربتی نشان داده شد.
مترادفها: educative، instructive، didactic
اسم
- جمع
- educationals
سفر رایگان یا کمهزینه برای مشاوران سفر که توسط اپراتور تور یا خط هوایی برای تبلیغ خدمات ارائه میشود. سفر آشنایی.
A free or low cost trip for travel consultants, provided by a travel operator or airline as a means of promoting their service. A fam trip.
The travel agent went on an educational to the Caribbean.
آژانس مسافرتی به یک سفر آموزشی به کارائیب رفت.
سمینار یا کارگاه آموزشی
An educational seminar, workshop, etc.
The company organized an educational on new software.
شرکت یک کارگاه آموزشی درباره نرمافزار جدید برگزار کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه educational را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.