دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی educational به فارسی

آموزشی، وابسته به آموزش و پرورش، تعلیمی، تحصیلی

بریتانیایی: /ˌedʒ.uˈkeɪ.ʃən.əl/ آمریکایی: /ˌedʒ.əˈkeɪ.ʃən.əl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From education + -al.

صفت

صفت تفضیلی
more educational
صفت عالی
most educational
۱.

آموزشی، وابسته به آموزش و پرورش، تعلیمی، تحصیلی

Of, or relating to education.

A school is an educational establishment.

مدرسه یک موسسه آموزشی است.

۲.

آموزنده

Instructive, or helping to educate.

They were shown an educational film about VD.

به آنها یک فیلم آموزنده درباره بیماری‌های مقاربتی نشان داده شد.

مترادف‌ها: educative، instructive، didactic

اسم

جمع
educationals
۳.

سفر رایگان یا کم‌هزینه برای مشاوران سفر که توسط اپراتور تور یا خط هوایی برای تبلیغ خدمات ارائه می‌شود. سفر آشنایی.

A free or low cost trip for travel consultants, provided by a travel operator or airline as a means of promoting their service. A fam trip.

The travel agent went on an educational to the Caribbean.

آژانس مسافرتی به یک سفر آموزشی به کارائیب رفت.

۴.

سمینار یا کارگاه آموزشی

An educational seminar, workshop, etc.

The company organized an educational on new software.

شرکت یک کارگاه آموزشی درباره نرم‌افزار جدید برگزار کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه educational را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.