دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی ecosystem به فارسی
اکوسیستم، بومسازگان (همزیستی و وابستگی جانوران و گیاهان و ریزجانداران یک ناحیه و رابطهی آنها با عوامل شیمیایی و غیره)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From eco- + system, coined by Arthur Tansley in 1935.
اسم
- جمع
- ecosystems
- شمارشپذیری
- countable
اکوسیستم، بومسازگان (همزیستی و وابستگی جانوران و گیاهان و ریزجانداران یک ناحیه و رابطهی آنها با عوامل شیمیایی و غیره)
A system formed by an ecological community and its environment that functions as a unit.
The rainforest is a complex ecosystem where plants and animals depend on each other.
جنگل بارانی یک اکوسیستم پیچیده است که در آن گیاهان و جانوران به یکدیگر وابستهاند.
واژههای عامتر: system
شبکهای از افراد، سازمانها، محصولات یا خدمات بههمپیوسته که به دلیل وابستگیهای پیچیده شبیه یک اکوسیستم طبیعی است
A network of interconnected people, organisations, products or services that resembles a natural ecosystem due to complex interdependencies.
The company's ecosystem mainly comprises its supply chain, customers, end consumers and competitors.
اکوسیستم شرکت عمدتاً شامل زنجیره تأمین، مشتریان، مصرفکنندگان نهایی و رقبا است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه ecosystem را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.