دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی domination به فارسی
چیرگی، تسلط، غلبه، تفوق، برتری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English domynacion, from Old French dominacion, from Latin dominatio.
اسم
- جمع
- dominations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
چیرگی، تسلط، غلبه، تفوق، برتری
Control by means of superior ability, influence, position, or resources; prevailing force.
The country was long under foreign domination.
کشور مدتها تحت تسلط بیگانگان بود.
سلطه، حاکمیت، اقتدار
The exercise of power in ruling; sovereignty; authority; government.
The British domination of India lasted for centuries.
چیرگی انگلستان بر هندوستان قرنها به طول انجامید.
یک فرشته از مرتبه عالی در سلسلهمراتب آسمانی؛ یک سلطه
A dominion; an angel from a high order of angels in the celestial hierarchy.
The dominations are one of the choirs of angels.
فرشتگان مرتبهٔ عالی یکی از گروههای فرشتگان هستند.
نوعی فتیش مبتنی بر کنترل و قدرت بر شریک جنسی
A fetish characterized by control and power over and discipline of one's sexual partner.
Domination and submission are common themes in BDSM.
تسلط و تسلیمپذیری مضامین رایج در بیدیاسام هستند.
هممعنای پوشش (cover)
Synonym of cover.
In topology, a domination is a type of cover.
در توپولوژی، domination نوعی پوشش است.
مترادفها: cover
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه domination را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.