دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی domination به فارسی

چیرگی، تسلط، غلبه، تفوق، برتری

بریتانیایی: /ˌdɒm.ɪˈneɪ.ʃən/ آمریکایی: /ˌdɑː.məˈneɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English domynacion, from Old French dominacion, from Latin dominatio.

اسم

جمع
dominations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

چیرگی، تسلط، غلبه، تفوق، برتری

Control by means of superior ability, influence, position, or resources; prevailing force.

The country was long under foreign domination.

کشور مدت‌ها تحت تسلط بیگانگان بود.

۲.

سلطه، حاکمیت، اقتدار

The exercise of power in ruling; sovereignty; authority; government.

The British domination of India lasted for centuries.

چیرگی انگلستان بر هندوستان قرن‌ها به طول انجامید.

۳.

یک فرشته از مرتبه عالی در سلسله‌مراتب آسمانی؛ یک سلطه

مسیحیت

A dominion; an angel from a high order of angels in the celestial hierarchy.

The dominations are one of the choirs of angels.

فرشتگان مرتبهٔ عالی یکی از گروه‌های فرشتگان هستند.

۴.

نوعی فتیش مبتنی بر کنترل و قدرت بر شریک جنسی

بیدیاس‌ام

A fetish characterized by control and power over and discipline of one's sexual partner.

Domination and submission are common themes in BDSM.

تسلط و تسلیم‌پذیری مضامین رایج در بیدیاس‌ام هستند.

۵.

هم‌معنای پوشش (cover)

توپولوژی

Synonym of cover.

In topology, a domination is a type of cover.

در توپولوژی، domination نوعی پوشش است.

مترادف‌ها: cover

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه domination را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.