دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی distort به فارسی

از ریخت انداختن، کج و کوله کردن، کژدیس کردن

بریتانیایی: /dɪˈstɔːt/ آمریکایی: /dɪˈstɔːrt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin distortum, past participle of distorquēre, meaning to twist or torture.

فعل

سوم‌شخص مفرد
distorts
وجه وصفی حال
distorting
گذشته ساده
distorted
اسم مفعول
distorted
۱.

از ریخت انداختن، کج و کوله کردن، کژدیس کردن

گذرا

To bring something out of shape, to misshape.

a heap of distorted metals

توده‌ای از فلزات کج و معوج

مترادف‌ها: deform

۲.

کج و کوله شدن، از شکل افتادن

ناگذراergative

To become misshapen.

The metal distorted under the heat.

فلز در اثر گرما کج و کوله شد.

۳.

تحریف کردن، قلب کردن، کژ نمود کردن

گذرا

To give a false or misleading account of.

In their articles, journalists sometimes distort the truth.

در مقاله‌هایشان، روزنامه‌نگاران گاهی حقیقت را تحریف می‌کنند.

صفت

صفت تفضیلی
more distort
صفت عالی
most distort
۴.

کج و کوله، بدشکل

منسوخ

Distorted; misshapen.

The distorted bust stood crooked on the pedestal, its features blurred and uneven.

تندیس کج‌ و کوله روی پایه ایستاده بود، و ویژگی‌های چهرهٔ آن محو و ناهموار بود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه distort را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.