دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی distort به فارسی
از ریخت انداختن، کج و کوله کردن، کژدیس کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin distortum, past participle of distorquēre, meaning to twist or torture.
فعل
- سومشخص مفرد
- distorts
- وجه وصفی حال
- distorting
- گذشته ساده
- distorted
- اسم مفعول
- distorted
از ریخت انداختن، کج و کوله کردن، کژدیس کردن
To bring something out of shape, to misshape.
a heap of distorted metals
تودهای از فلزات کج و معوج
مترادفها: deform
کج و کوله شدن، از شکل افتادن
To become misshapen.
The metal distorted under the heat.
فلز در اثر گرما کج و کوله شد.
تحریف کردن، قلب کردن، کژ نمود کردن
To give a false or misleading account of.
In their articles, journalists sometimes distort the truth.
در مقالههایشان، روزنامهنگاران گاهی حقیقت را تحریف میکنند.
صفت
- صفت تفضیلی
- more distort
- صفت عالی
- most distort
کج و کوله، بدشکل
Distorted; misshapen.
The distorted bust stood crooked on the pedestal, its features blurred and uneven.
تندیس کج و کوله روی پایه ایستاده بود، و ویژگیهای چهرهٔ آن محو و ناهموار بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه distort را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.