دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی disaster به فارسی

مصیبت، فاجعه، بلا، سانحه

بریتانیایی: /dɪˈzɑː.stər/ آمریکایی: /dɪˈzæs.tɚ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: disastre archaic

ریشه‌شناسی

From Middle French desastre, from Italian disastro, from dis- + astro (star), from Latin astrum, from Greek astron.

اسم

جمع
disasters
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

مصیبت، فاجعه، بلا، سانحه

An unexpected natural or man-made catastrophe causing significant damage, destruction, or loss of life.

People would suffer disasters when society's morality degenerates.

مردم زمانی که اخلاق جامعه تنزل می‌کند، دچار مصیبت می‌شوند.

۲.

بدبیاری بزرگ، ناکامی بزرگ

An unforeseen event causing great loss, upset, or unpleasantness.

Their invasion of Iran was a great disaster.

تاخت و تاز آنها بر ایران فاجعه‌ی عظیمی بود.

۳.

افتضاح، آبروریزی

زبان عامیانه

A complete failure or embarrassment.

Her last novel was a disaster.

آخرین رمان او افتضاح بود.

۴.

حرکتی در اسکیت‌برد شامل پرش ۱۸۰ درجه و فرود روی مرکز تخته

اسکیت‌برد

A skateboard trick involving a 180-degree ollie, landing on the center of the board with the front trucks facing towards the ramp and the back trucks over the lip.

He landed a disaster on the ramp.

او یک دیزستر روی رمپ فرود آورد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه disaster را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.