دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی contamination به فارسی
آلودگی، آلایش، ناپاکی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin contāminātiōnem.
اسم
- جمع
- contaminations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
آلودگی، آلایش، ناپاکی
The act or process of contaminating.
the contamination of water with chemicals
آلودگی آب به مواد شیمیایی
مترادفها: pollution، defilement، taint
چیزی که آلوده میکند
Something which contaminates.
The contamination in the water made it unsafe to drink.
آلودگی در آب آن را برای نوشیدن ناامن کرده بود.
همگونی آوایی واژههای هممعنا
A process whereby words with related meanings come to have similar sounds.
The contamination of the two words led to a new form.
همگونی دو واژه به شکل جدیدی انجامید.
تأثیر یک واژه (اغلب از زبانی دیگر) بر تحول تاریخی واژهای دیگر با معنای مرتبط
The influence of one form (often from a foreign language) on the historical development of another form to which it may be related in meaning.
The contamination of the native word by a foreign synonym changed its meaning.
تأثیر یک مترادف خارجی بر واژه بومی معنای آن را تغییر داد.
آلودگی (به مواد خارجی ناخواسته)
The process of making a material or surface unclean or unsuited for its intended purpose, usually by the addition or attachment of undesirable foreign substances.
The contamination of the area with radioactive materials forced the residents to evacuate.
آلودگی منطقه به مواد تابشگر ساکنان را مجبور به تخلیه کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه contamination را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.