دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی commodity به فارسی
کالا، مال التجاره، جنس، متاع
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: commoditie archaic
ریشهشناسی
From Middle English commoditee, from Anglo-Norman commoditee, from Latin commoditās.
اسم
- جمع
- commodities
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
کالا، مال التجاره، جنس، متاع
Anything movable that is bought and sold.
Labor is bought and sold like any other commodity.
کار مانند هر کالای دیگری خرید و فروش میشود.
چیز سودمند، چیز بهدردبخور
Something useful or valuable.
Water is a precious commodity in many parts of the world.
آب در بسیاری از نقاط جهان یک چیز بهدردبخور و ارزشمند است.
محصول (بهویژه کشاورزی)، فرآوردههای اصلی (مانند گندم و غیره)، مواد خام قابل معامله در بورس
Raw materials and primary products traded in large volumes on specialized exchanges.
Wheat is an important commodity in international trade.
گندم یک محصول مهم در تجارت بینالمللی است.
کالای بیتمایز با حاشیه سود کم، در مقابل محصولات برنددار
Undifferentiated goods characterized by a low profit margin, as distinguished from branded products.
Calculators have become a mere commodity.
ماشین حسابها به یک کالای بیتمایز تبدیل شدهاند.
کالایی که هم ارزش مصرفی و هم ارزش مبادلهای دارد
Anything which has both a use value and an exchange value.
Under capitalism, labor power becomes a commodity.
در سرمایهداری، نیروی کار به کالا تبدیل میشود.
راحتی، سودمندی، مناسب بودن
Convenience; usefulness, suitability.
The commodity of the arrangement lay in its mutual usefulness, and all agreed it served well enough to endure.
سودمندیِ این توافق در سودمندی متقابلِ آن بود و همگی پذیرفتند که به اندازهای خوب کار میکند تا پایدار بماند.
مزیت فردی، بهرهوری شخصی
Self-interest; personal convenience or advantage.
He acted out of commodity, preferring his own ease to any display of generosity.
او از روی مزیت فردی عمل کرد و راحتی خودش را بر هر نوع بخشش ترجیح داد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه commodity را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.