دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی commerce به فارسی

بازرگانی، تجارت، دادوستد

بریتانیایی: /ˈkɒm.ɜːs/ آمریکایی: /ˈkɑː.mɝːs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French commerce, from Latin commercium.

اسم

جمع
commerces
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

بازرگانی، تجارت، دادوستد

بازرگانی

The exchange or buying and selling of commodities, especially on a large scale between different places or communities; extended trade or traffic.

The bazaar is considered to be one of the main centers of commerce in Tabriz.

بازار یکی از مراکز عمده‌ی بازرگانی شهر تبریز محسوب می‌شود.

مترادف‌ها: trade، traffic

۲.

رابطه، رفت و آمد اجتماعی

Social intercourse; dealings between people or classes; familiarity.

We have decided to have no commerce with our new neighbor.

تصمیم گرفته‌ایم هیچگونه رابطه‌ای با همسایه‌ی جدیدمان برقرار نکنیم.

۳.

رابطه جنسی

منسوخ

Sexual intercourse.

The old chronicle tells of the commerce between the two lovers, and the hall fell quiet as the tale was told.

وقایع‌نامهٔ کهن از رابطهٔ جنسی بین دو عاشق سخن می‌گوید و تالار با شنیدن این داستان آرام شد.

۴.

یک بازی ورق فرانسوی قرن هجدهم که در آن کارت‌ها مبادله می‌شوند

بازی‌های ورق

An 18th-century French card game in which the cards are subject to exchange, barter, or trade.

They spent the evening playing commerce.

آنها شب را به بازی commerce گذراندند.

فعل

سوم‌شخص مفرد
commerces
وجه وصفی حال
commercing
گذشته ساده
commerced
اسم مفعول
commerced
۵.

تجارت کردن، دادوستد کردن

ناگذراقدیمی

To carry on trade; to traffic.

The merchants would commerce with distant towns, bartering cloth for spice at every fair.

بازرگانان با شهرهای دور داد و ستد می‌کردند و هر نمایشگاه پارچه را با ادویه معامله می‌کردند.

۶.

گفتگو کردن، ارتباط برقرار کردن

ناگذراقدیمی

To hold conversation; to communicate.

In the village square, elders would commerce with one another, exchanging news and counsel as the day waned.

در میدان روستا، پیران با یکدیگر گفتگو می‌کردند و خبرها و مشورت را در حالی که روز به‌پایان می‌رفت، رد و بدل می‌کردند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه commerce را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.