دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی collegial به فارسی
مربوط به همکاران، دارای اختیارات متساوی در میان همکاران
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English collegial, from Middle French collégial.
صفت
- صفت تفضیلی
- more collegial
- صفت عالی
- most collegial
مربوط به همکاران، دارای اختیارات متساوی در میان همکاران
Of, relating to, or ruled by colleagues.
The team worked in a collegial environment where everyone's opinions were valued equally.
تیم در محیطی همکارانه کار میکرد که در آن نظر همه به طور مساوی ارزش داشت.
تحت حاکمیت اسقفهایی با قدرت برابر
Ruled by bishops having equal power.
The collegial model of church governance was debated.
مدل همکارانه حکومت کلیسا مورد بحث قرار گرفت.
دانشگاهی، مربوط به کالج یا دانشجویان آن
Of or relating to a college or its students; collegiate.
The collegial atmosphere on campus was welcoming.
جو دانشگاهی در محوطه دانشگاه دلپذیر بود.
همکارانه، مبتنی بر اخلاق و استانداردهای حرفهای میان همکاران
Possessing adherence to the ethos, standards and conduct that govern behavior among colleagues within a given organization or profession.
The project was successful due to the collegial atmosphere in the office.
پروژه به دلیل جو همکاری در دفتر موفق بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه collegial را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.