دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی collegial به فارسی

مربوط به همکاران، دارای اختیارات متساوی در میان همکاران

بریتانیایی: /kəˈliː.dʒi.əl/ آمریکایی: /kəˈliː.dʒi.əl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English collegial, from Middle French collégial.

صفت

صفت تفضیلی
more collegial
صفت عالی
most collegial
۱.

مربوط به همکاران، دارای اختیارات متساوی در میان همکاران

Of, relating to, or ruled by colleagues.

The team worked in a collegial environment where everyone's opinions were valued equally.

تیم در محیطی همکارانه کار می‌کرد که در آن نظر همه به طور مساوی ارزش داشت.

۲.

تحت حاکمیت اسقف‌هایی با قدرت برابر

کاتولیک رومی

Ruled by bishops having equal power.

The collegial model of church governance was debated.

مدل همکارانه حکومت کلیسا مورد بحث قرار گرفت.

۳.

دانشگاهی، مربوط به کالج یا دانشجویان آن

Of or relating to a college or its students; collegiate.

The collegial atmosphere on campus was welcoming.

جو دانشگاهی در محوطه دانشگاه دلپذیر بود.

۴.

همکارانه، مبتنی بر اخلاق و استانداردهای حرفه‌ای میان همکاران

Possessing adherence to the ethos, standards and conduct that govern behavior among colleagues within a given organization or profession.

The project was successful due to the collegial atmosphere in the office.

پروژه به دلیل جو همکاری در دفتر موفق بود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه collegial را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.