دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی causation به فارسی

سبب شدن، انگیزندگی

بریتانیایی: /kɔːˈzeɪ.ʃən/ آمریکایی: /kɑːˈzeɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From cause + -ation.

اسم

جمع
causations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

سبب شدن، انگیزندگی

The act of causing.

The lawyer argued that there was no direct causation between the defendant's actions and the accident.

وکیل اظهار کرد که هیچ رابطه علیت مستقیمی بین اقدامات متهم و حادثه وجود ندارد.

۲.

علیت، رابطه‌ی علت و معلولی

The act or agency by which an effect is produced.

The scientist studied the causation between smoking and lung cancer.

دانشمند رابطه‌ی علت و معلولی بین سیگار کشیدن و سرطان ریه را مطالعه کرد.

مترادف‌ها: causality

۳.

نظام علت و معلولی

Cause and effect, considered as a system.

The philosopher wrote about causation as a system.

فیلسوف درباره نظام علت و معلولی نوشت.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه causation را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.