دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی biography به فارسی

زندگی‌نامه، زیست‌نامه، شرح حال

بریتانیایی: /baɪˈɒɡ.rə.fi/ آمریکایی: /baɪˈɑː.ɡrə.fi/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From New Latin biographia, from Greek bios 'life' and grapho 'write'.

اسم

جمع
biographies
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

زندگی‌نامه، زیست‌نامه، شرح حال

A person's life story, especially one published.

There are many biographies of Benjamin Franklin.

زندگی‌نامه‌های زیادی از بنجامین فرانکلین وجود دارد.

۲.

زندگی‌نامه‌نویسی، فن نوشتن شرح حال

The art of writing this kind of story.

She studied biography at university.

او در دانشگاه زندگی‌نامه‌نویسی خواند.

فعل

سوم‌شخص مفرد
biographies
وجه وصفی حال
biographying
گذشته ساده
biographied
اسم مفعول
biographied
۳.

زندگی‌نامه‌ی کسی را نوشتن

گذرا

To write a biography of.

He biographied the famous poet.

او زندگی‌نامه‌ی شاعر معروف را نوشت.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه biography را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.