دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی annoyance به فارسی
چیزی که باعث آزار یا ناراحتی میشود؛ مزاحمت، عامل رنجش
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: annoyaunce obsolete؛ annoying obsolete؛ annoyment nonstandard
ریشهشناسی
Inherited from Middle English noyaunce, from Old French anuiance, from anuier (to cause problems); equivalent to annoy + -ance.
اسم
- جمع
- annoyances
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
چیزی که باعث آزار یا ناراحتی میشود؛ مزاحمت، عامل رنجش
That which annoys; a nuisance.
Her constant humming was a source of annoyance to everyone in the office.
زمزمههای مداوم او باعث رنجش همه در دفتر بود.
مترادفها: nark
عمل یا نمونهای از آزار دادن یا اذیت کردن
An act or instance of annoying.
His repeated interruptions were a minor annoyance.
قطع کردن مکرر حرفهایش یک مزاحمت کوچک بود.
حالت روانی آزردگی یا ناراحتی؛ رنجش
The psychological state of being annoyed or irritated; irritation.
She tried to hide her annoyance.
سعی کرد ناراحتی خود را پنهان کند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه annoyance را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.