دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی annoyance به فارسی

چیزی که باعث آزار یا ناراحتی می‌شود؛ مزاحمت، عامل رنجش

بریتانیایی: /əˈnɔɪ.əns/ آمریکایی: /əˈnɔɪ.əns/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: annoyaunce obsolete؛ annoying obsolete؛ annoyment nonstandard

ریشه‌شناسی

Inherited from Middle English noyaunce, from Old French anuiance, from anuier (to cause problems); equivalent to annoy + -ance.

اسم

جمع
annoyances
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

چیزی که باعث آزار یا ناراحتی می‌شود؛ مزاحمت، عامل رنجش

countable

That which annoys; a nuisance.

Her constant humming was a source of annoyance to everyone in the office.

زمزمه‌های مداوم او باعث رنجش همه در دفتر بود.

مترادف‌ها: nark

۲.

عمل یا نمونه‌ای از آزار دادن یا اذیت کردن

countable

An act or instance of annoying.

His repeated interruptions were a minor annoyance.

قطع کردن مکرر حرف‌هایش یک مزاحمت کوچک بود.

۳.

حالت روانی آزردگی یا ناراحتی؛ رنجش

uncountable

The psychological state of being annoyed or irritated; irritation.

She tried to hide her annoyance.

سعی کرد ناراحتی خود را پنهان کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه annoyance را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.