دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی ambivalence به فارسی

دوسوگرایی، وجود همزمان احساسات متضاد (مانند عشق و نفرت) نسبت به یک شخص، شیء یا ایده

بریتانیایی: /æmˈbɪv.ə.ləns/ آمریکایی: /æmˈbɪv.ə.ləns/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

This word is often used to express a lack of concern about the outcome of a choice to be made. In this case, a more appropriate word to use is indifference.

ریشه‌شناسی

From German Ambivalenz, from Latin ambi- 'both' and valentia 'strength'; coined by Swiss psychiatrist Eugen Bleuler in 1910.

اسم

جمع
ambivalences
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

دوسوگرایی، وجود همزمان احساسات متضاد (مانند عشق و نفرت) نسبت به یک شخص، شیء یا ایده

The coexistence of opposing attitudes or feelings (such as love and hate) towards a person, object or idea.

She felt a deep ambivalence towards her hometown.

او نسبت به زادگاه خود دوسوگرایی عمیقی احساس می‌کرد.

۲.

تردید، دودلی، حالت عدم قطعیت یا بلاتکلیفی

A state of uncertainty or indecisiveness.

She was in a state of ambivalence about having children.

او در مورد بچه‌دار شدن در وضعیت تردید بود.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

ambivalent

۳.

(در مورد احساس و فکر) ضد و نقیض، دوسویه، مردد، دارای دو احساس یا فکر متضاد، دوسوگرای

صفتروان‌شناسی

Having mixed feelings or contradictory ideas about something or someone.

She was ambivalent about getting married.

او در مورد ازدواج دو دل بود.

عبارت‌های مرتبط

ambivalent
(در مورد احساس و فکر) ضد و نقیض، دوسویه، مردد، دارای دو احساس یا فکر متضاد، دوسوگرای

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه ambivalence را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.