دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی agriculture به فارسی
کشاورزی، زراعت، کشت و کار
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English, partly from Middle French and partly from Latin agricultūra, from ager 'field' and cultūra 'cultivation'.
اسم
- جمع
- agricultures
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
کشاورزی، زراعت، کشت و کار
The art or science of cultivating the ground, including the harvesting of crops, and the rearing and management of livestock.
Agriculture is essential for providing food and raw materials.
کشاورزی برای تامین غذا و مواد اولیه ضروری است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه agriculture را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.