دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی advocate به فارسی

وکیل، مدافع

بریتانیایی: /ˈæd.və.keɪt/ آمریکایی: /ˈæd.və.keɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English advocat, from Old French advocat, from Latin advocātus, meaning a legal representative.

اسم

جمع
advocates
شمارش‌پذیری
countable
۱.

وکیل، مدافع

حقوق

Someone whose job is to speak for someone's case in a court of law; a counsel.

an advocate's license

پروانه‌ی وکالت

۲.

مدافع دیگری، کسی که در حمایت از دیگری سخن می‌گوید

Anyone who argues the case of another; an intercessor.

She acted as an advocate for the homeless.

او به عنوان مدافع بی‌خانمان‌ها عمل کرد.

۳.

هوادار، طرفدار

A person who speaks in support of something, or someone; proponent.

an advocate of women's rights

طرفدار حقوق زنان

۴.

حامی، کسی که از دیگران برای شنیده شدن صدایشان حمایت می‌کند

A person who supports others to make their voices heard, or ideally for them to speak up for themselves.

Since she started working with her advocate, she has become much more confident.

از زمانی که با حامی خود کار کرد، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
advocates
وجه وصفی حال
advocating
گذشته ساده
advocated
اسم مفعول
advocated
۵.

هواداری کردن، جانبداری کردن، طرفداری کردن

گذرا

To plead in favour of; to defend by argument, before a tribunal or the public; to support, vindicate, or recommend publicly.

he advocated freeing the slaves

او خواهان آزاد کردن بردگان بود.

۶.

حمایت از چیزی را تشویق کردن

گذرا

To encourage support for something.

I advocate for environmental protection.

من از حفاظت از محیط زیست حمایت می‌کنم.

۷.

به حمایت پرداختن، طرفداری کردن (معمولاً با for)

ناگذرا

To engage in advocacy (often followed by for).

We have been advocating for changes in immigration law.

ما از تغییرات در قانون مهاجرت حمایت می‌کردیم.

۸.

از دادگاه پایین‌تر به دیوان عالی اسکاتلند درخواست تجدیدنظر کردن

حقوق اسکاتلند

To appeal from an inferior court to the Court of Session.

The lawyer advocated the case to the Court of Session.

وکیل پرونده را به دیوان عالی اسکاتلند ارجاع داد.

۹.

پرونده‌ای را برای تصمیم‌گیری به دادگاه عالی فراخواندن

حقوق اسکاتلند

To call a case before itself for decision (in higher courts).

The court advocated the matter for review.

دادگاه موضوع را برای بازبینی فراخواند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه advocate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.