دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی addiction به فارسی

اعتیاد (پزشکی) حالتی که با مصرف اجباری مواد مخدر یا درگیری اجباری در رفتار پاداش‌دهنده، علی‌رغم پیامدهای منفی مشخص می‌شود.

بریتانیایی: /əˈdɪk.ʃən/ آمریکایی: /əˈdɪk.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From addict + -ion; compare Latin addictio.

اسم

جمع
addictions
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

اعتیاد (پزشکی) حالتی که با مصرف اجباری مواد مخدر یا درگیری اجباری در رفتار پاداش‌دهنده، علی‌رغم پیامدهای منفی مشخص می‌شود.

پزشکی

(medicine) A state that is characterized by compulsive drug use or compulsive engagement in rewarding behavior, despite negative consequences.

opium addiction

اعتیاد به تریاک

۲.

عادت (قوی)، خو گرفتگی، خو گیری

The state of being addicted; devotion; inclination.

his addiction to reading

عادت او به کتاب خوانی

۳.

عادت یا رفتاری که به زندگی آسیب می‌زند، آن را به خطر می‌اندازد یا کوتاه می‌کند و ترک آن باعث ضربه روحی می‌شود.

A habit or practice that damages, jeopardizes or shortens one's life but when ceased causes trauma.

Gambling addiction can lead to financial ruin.

اعتیاد به قمار می‌تواند به ورشکستگی مالی منجر شود.

۴.

رابطه‌ای بیمارگونه با تجربه‌ای که خلق را تغییر می‌دهد و پیامدهای آسیب‌زننده به زندگی دارد.

A pathological relationship to mood altering experience that has life damaging consequences.

His addiction to social media affected his health.

اعتیاد او به شبکه‌های اجتماعی بر سلامت‌اش تأثیر گذاشت.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه addiction را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.